چند سالی میگذره از آخرین باری که نوشتم. این ترم دیگه ترم آخرم توی شریف هست و توی یکی چند سال تجربههای خیلی زیادی کسب کردم. از برگزار کردن رویدادهای مختلف و کارهای اجرایی و آموزشهای کاری و درسی تا چیزهای احساسی مثل عشق و شکست عشقی و حالِ بدِ اون دوران. یکسالی هست که سر کار میرم و حقوق خوبی هم داره و پیشرفت خیلی چشمگیری هم داشتم خدا رو شکر. زندگی هنوز سختیهای خودش رو داره. نکتهی جالب اینه که زندگی اگر توی همون سطح سختی بمونه، رفته رفته هضم اون سختی برات آسون میشه. واسه همین یه مدت که اتفاق جدیدی نمیوفته واقعا لذت بخشه زندگی. چون میتونی با سختیای قبلش کنار بیای و تا کنی. این روزها هم فکرم کمی مشغول کنکور ارشد هست و از طرفی تقریبا بیشتر از تماموقت سر کار هستم و دیروقت(ساعت ۱۰-۱۱) برمیگردم خونه و اون تایم هم فیلم و سریال و بازی و صحبت با دوستان و گشت و گذار توی توئیتر و اینستاگرام میگذره.اگر به خودم باشه دوست ندارم برای ارشد بخونم و هنوز هم نخوندم و یک ماه دیگه کنکوره. ولی خانواده اصرار داره... من آدم تحصیلات آکادمیک نیستم و توی کارم خیلی موفقتر هستم و اگر در آینده بخوام مهاجرت هم بکنم، مهاجرت کاری میکنم و به همین دلیل سابقه کاری از مدرک دانشگاه خیلی مهمتر هست برام ولی خب چه کنم که زورشون میچربه...محمدصالح۲۱/۱/۱۴۰۱
برچسب:
نویسنده: کیان مقدم
تاريخ: دوشنبه
6 تير
1401 ساعت: 13:44